پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - قهرمان ملی اعراب - احمدی بهزاد
قهرمان ملی اعراب
احمدی بهزاد
رويداد:
در ٢١ تيرماه ١٣٨٥ برابر با ١٢ ژوئيه ٢٠٠٦ نيروهاى حزب الله، در پى وعدهاى كه به خانوادههاى اسيران لبنانى در بند رژيم صهيونيستى داده بود، دو سرباز اين رژيم را در پشت خط آبى سازمان ملل متحد در جنوب لبنان به اسارت گرفت و هشت نفر آنان را كشت. حزب الله همان روز با صدور بيانيهاى، بى ذكر جزئيات، با اعلام خبر درگيرى خود با نظاميان اسرائيلى و به اسارت گرفتن دو تن از آنان تأكيد كرد: »اين اقدام در پيوند با وعده حزب الله براى آزادى اسيران لبنانى در بند رژيم صهيونيستى صورت گرفته است«. در اين بيانيه آمده است: »دو سرباز اسرائيلى، به منطقهاى امن و دور از مكان درگيرى حزب الله با ارتش رژيم صهيونيستى در جنوب لبنان منتقل شدهاند«.
سيد حسن نصر الله، دبير كل حزب الله، در خصوص اين عمليات گفت: »بر اساس قوانين بين المللى، تا هنگامى كه سرزمين ما در اشغال اسرائيل است، ما حق داريم حتى در تلآويو هم عمليات انجام دهيم«. وى در نشستى خبرى در جنوب بيروت افزود: »اگر سران اسرائيل بخواهند، به ناآرامى و حمله به جنوب لبنان ادامه دهند، ما آمادگى كامل داريم تا آخر در برابر آنها پايدارى كنيم«. نصرالله تأكيد كرد: »مبادله اسيران با اسرائيل، تنها با گفت و گوى غير مستقيم امكانپذير خواهد بود«.
اگر چه حزب الله خواستار مبادله اسيران توسط يك ميانجى خارجى مانند آلمان شد و اين خواست در سخنان دبير كل اين حزب مورد تأييد قرارگرفت، اما تل آويو به كمك حاميان غربىاش، و در رأس آنها انگلستان و ايالات متحده، با سوء استفاده از اين فرصت، اقدام حزب الله را اعلان جنگ عليه خود ارزيابى كرد و به خواستهاى كه از سالها پيش انتظار آن را مىكشيد، يعنى جنگ فراگير عليه حزب الله، جامه عمل پوشاند.
ارتش اسرائيل از زمين، دريا و هوا، قلمرو لبنان را نقض و شهرهاى اين كشور را در محاصره كامل قرار داد و جنگ گستردهاى را به شهروندان لبنانى، به اميد شوراندان آنها عليه حزب الله تحميل كرد. در اين جنگ (به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى) بيش از هفت هزار واحد مسكونى، ١٤٥ پل، صدها مؤسسه تجارى، خدماتى، انتشاراتى و رسانهاى، بيمارستان و درمانگاه، كتابخانه، مسجد و مراكز فرهنگى و اسكلههاى شهرهاى مختلف لبنان بمباران شده و از بين رفته است.
در اين مدت بيش از يك هزار شهروند لبنانى شهيد، ٤ هزار نفر زخمى و يك ميليون نفر آواره شدهاند و ٤ ميليارد دلار به كشورى كه ٤٠ ميليارد دلار بدهى خارجى دارد، خسارت وارد شد.
در واكنش به اين جنايت، نيروهاى حزب الله هم بيش از دو هزار موشك به شهركهاى صهيونيست نشين صفر، روشبنيا، كرماييل، شاعمرو، عكا، سخنين، شلومى، معالوت، نهاريا، العفوله و حيفا شليك كرده كه شمار زيادى كشته و زخمى برجاى گذاشته است.
پيشينه:
لبنان يا به شكل رسمى جمهورى لبنان، سرزمينى كوچك و كوهستانى است كه از غرب به درياى مديترانه، از شمال و شرق به سوريه و از جنوب به فلسطين اشغالى ختم مىشود. اين كشور تا پيش از جنگ اول جهانى، تحت حاكميت امپراتورى عثمانى قرار داشت و پس از فروپاشى اين امپراتورى تحت قيموميت فرانسه قرار گرفت و مرزهاى آن توسط اين كشور و بريتانيا ترسيم شد. با ترسيم مرزها و پيدايش سه كشور سوريه، لبنان و فلسطين، معادلات جديدى در منطقه شكل گرفت كه با فعاليت صهيونيستها در دهههاى ١٩٢٠ و ١٩٣٠ براى ايجاد حكومت در سرزمين فلسطين تحت قيموميت بريتانيا، ابعادى فرا منطقهاى يافت.
تلاش صهيونيستها براى خريد زمينهاى فلسطينيان و اخراج آنها از خاكشان، با مقاومت مردم فلسطين مواجه گرديد؛ به گونهاى كه در اواسط دهه سى ميلادى جنگهاى متعددى ميان آنها رخ داد. صهيونيستها كه حمايت دولت بريتانيا را با خود داشند تا سال ١٩٤٧، يعنى زمان عقب نشينى انگلستان از خاك فلسطين، مقدمات تأسيس رژيمى صهيونيستى را فراهم آورده، با هماهنگى و همكارى سازمان ملل، اين امر را دنبال مىكردند.
نقشه سازمان ملل براى ايجاد يك كشور عربى و يك كشور صهيونيستى در سرزمين فلسطين، نه تنها از سوى مردم فلسطين، بلكه از سوى همسايگان آنها نيز پذيرفته نشد و شرايط بروز جنگ فراهم آمد. با عقب نشينى بريتانيا و اعلام تأسيس رژيم صهيونيستى، كشورهاى عربى منطقه و لبنان، در ماه مى١٩٤٨ به رژيم صهيونيستى اعلام جنگ كردند و به اين ترتيب اولين درگيرى ميان لبنان و رژيم صهيونيستى به وقوع پيوست. اين جنگ كه تا بهار ١٩٤٩ به طول انجاميد، پيروزى رژيم صهيونيستى را در پى داشت. اين رژيم با استفاده از فرصت به دست آمده، نه تنها به موقعيت خود استحكام بخشيد، بلكه اشغال سرزمينهاى بيشترى را - فراتر از آنچه در نقشه سازمان ملل آمده است - در دستور كار خود قرار داد. اين گونه بود كه جنوب لبنان براى نخستين بار به اشغال رژيم صهيونيستى در آمد.
جنگ اسرائيل عليه لبنان و حزب الله، از زمان آغاز خود در بيست و يكم تير ماه تا به امروز، با واكنشهاى مختلف كشورهاى عربى مواجه شد؛ از مخالفت با اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلى و سرزنش اين حزب تا حمايت و پشتيبانى از اين اقدام و مقاومت اسلامى. آنچه در اين ميان قطعى به نظر مىرسد، تمايز ميان افكار عمومى كشورهاى عربى و رهبران آنهاست ؛ در حالى كه مقاومت حزب الله با گذشت زمان از حمايت گستردهتر عربهاى سنى و شيعه برخوردار شده و جايگاه آن به عنوان تنها نيروى مقاوم در برابر اسرائيل، در جهان عرب ارتقا يافت، برخى كشورهاى عربى به خصوص عربستان سعودى مصر و اردن، نه تنها مقاومت حزب الله را مقاومتى اسلامى و عربى لحاظ نكردهاند، بلكه آن را تهديدى عليه خود دانسته، در راستاى تضعيف آن گام برداشتهاند. رهبران اين كشورها اگر چه تحت فشار افكار عمومى، در ظاهر و اصلاح مواضع آغازين خود روى آوردند ؛ اما در باطن جنگ حزب الله با اسرائيل را جنگ جمهورى اسلامى ايران با اسرائيل و در چارچوبى فراتر، جنگ جمهورى اسلامى با امريكا دانسته، با پررنگ كردن بعد مذهبى حزب الله، يعنى شيعى بودن آن، عملا در جبهه اسرائيل و امريكا قرار گرفتهاند.
اقدام حزب الله حتى در روزهاى آغاز درگيرى، مورد انتقاد سياستمداران لبنانى غير شيعه قرار گرفت. وليد جنبلاط در مصاحبهاى با فيگارو خواستار توضيح حزب الله به مردم لبنان شد و روزنامه المستقبل چاپ بيروت به نقل از وزير ارتباطات لبنان، حزب الله را آلت دست سوريه و فاروق الشوع، معاون رئيس جمهورى اين كشور، معرفى كرد. اين ديدگاه مغرضانه توسط عربستان، مصر و اردن در سطحى وسيعتر مطرح گرديد.
خبرگزارى رسمى عربستان سعودى نوشت: »بايد بين مقاومت مشروع و ماجراجويىهاى محاسبه نشده، آن هم بدون مشورت و هماهنگى با كشورهاى عربى تمايز قائل شد«. وزير خارجه مصر، احمد الغيط، به تقبيح حملات موشكى حزب الله پرداخت و حتى اتحاديه عرب كه اغلب هيچ موقعيتى را براى مخالفت با اسرائيل از دست نمىدهد، به انتقادى بسيار معمولى از اسرائيل پرداخت و با سردى با تجاوز رژيم صهيونيستى برخورد كرد. عمروموسى، دبير كل اين اتحاديه، پس از نشست ٢٤ تير، بيش از آنكه به انتقاد از رژيم صهيونيستى بپردازد و حملات آن را محكوم كند، تنها به »نامتناسب بودن« حملات اين رژيم بسنده كرد و سعودالفيصل، وزير خارجه پادشاهى عربستان، با عبارتى چون »اقدامات غير منتظره، نامناسب و غير مسئولانه« به سرزنش حزب الله پرداخت. در اين ميان هيأتهاى حاضر از كشورهاى بحرين، امارات متحده عربى، مصر و اردن در نشست اتحاديه عرب نيز از اين موضع سعودالفيصل حمايت كردند.
شايد به جرأت بتوان گفت كه اين براى نخستين بار در تاريخ اتحاديه عرب است كه مقامات عربى مهمترين كشورهاى عضو آن از يك گروه عربى و اسلامى در جنگ با اسرائيل حمايت نكردند. اهميت اين امر تا اندازهاى بود كه مقاله نويس جروز الم پست، خالد ابوتعامه، از شكلگيرى ائتلافى عربى بر ضد حزب الله و به نفع اسرائيل سخن به ميان آورد.
تحليل گران و مفسران سياسى عرب حامى امريكا و رژيم صهيونيستى نيز از فرصت به وجود آمده استفاده كردند، مقاومت مشروع حزب الله را به باد انتقاد گرفتند. احمد جر الله سردبير روزنامه كويتى عرب تايمز عمليات اسرائيل را در غزه و لبنان به نفع كشورهاى عربى و جامعه بين المللى ندانست و به شكل غير مستقيم، به ملامت حزب الله و حماس براى تحريك اسرائيل پرداخت.
خالد صلاح، روزنامه نگار مصرى با محكوم كردن رهبر حزب الله، سيد حسن نصرالله گفت: خون عرب و خون كودكان لبنانى، بسيار گرانقدرتر از به اهتزاز در آمدن پرچم حزب الله است.
در اين راستا شخصيتهاى وهابى برجسته عربستان سعودى هم با صدور فتوا، هر گونه كمك مسلمانان سنى به حزب الله را حرام دانستند.
عبد الله بن جبرين در فتواى خود، نه تنها كمك به حزب الله، بلكه حتى دعا براى آن را حرام اعلام كرد و شيخ حامد آل على در بيست و دوم تيرماه، با صدور بيانيهاى غير رسمى، با نام »موضع شريعت در قبال حوادث لبنان« به شكل كاملا مغرضانه، اهداف ايران را در حمايت از حزب الله تقبيح كرد.
شيخ صفر الحوالى نيز در وب سايت خود اعلام كرد كه حزب الله كه معنى آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و دعا براى آن حرام است. اين فتاوا در حالى صادر مىشد كه خيابانهاى كشورهاى عربى در حمايت از حزب الله و{P . به نقل از سايت بازتاب. P}
محكوميت اسرائيل، شاهد تظاهرات گسترده مسلمانان شيعه و سنى بود و حزب الله بر خلاف خواست و انتظار رهبران كشورهاى ياد شده، از حمايت و پشتيبانى هر چه بيشتر برخوردار گرديد. سيد حسن نصر الله نيز در مصاحبهاى تلويزيونى با شبكه الجزيره در سىام تير، به مواضع و اظهارات آغازين مقامات عربستان، مصر و اردن واكنش نشان داد و پيروزى حزب الله را پيروزى امت و شكست آن را شكست امت اسلامى معرفى كرد. نصرالله به شبكه تلويزيونى الجزيره گفت: »من به نيابت از كل امت (اسلامى) نبرد نمىكنم؛ ولى نتيجه نبرد حزب الله عليه اسرائيل، مثبت يا منفى، به كل امت اسلامى تعلق دارد«. وى ضمن انتقاد از برخى دولتهاى عربى (به ويژه مصر، عربستان و اردن) اين دولتها را به فراهم كردن پوششى براى ادامه تجاوز اسرائيل به لبنان، با هدف غلبه بر مقاومت متهم كرد. دبير كل حزب الله با ابراز شگفتى از مواضع اين كشورها، تأكيد كرد هيچ انتظارى از آنها ندارد. وى با بيان اينكه برخى عربها رژيم صهيونيستى را براى حمله به لبنان و نابودى مقاومت تشويق كردند، گفت: من هيچ توقعى از برخى حكام عرب ندارم ؛ اما خواستههاى امت اسلامى و عربى را مىدانم و مطمئن هستم، قلب تمامى ملتهاى عربى و اسلامى با ما همراه است. ملتهاى عرب و مسلمانى كه از طريق رسانهها اخبار لبنان را دنبال مىكنند، با شادى لبنان شاد و با اندوهش غمگين مىشوند و اگر مجالى برايشان فراهم شد، افكار و مكنونات خود را در اين باره بيان مىكنند. يقين دارم كه حتى فرزندان و همسران برخى حكام عرب هم حامى ما هستند ؛ ولى خطاب من به حكام عرب اين است كه ما خواستار همراه شدن شمشيرها يا حتى قلبهاى شما با خود نيستيم؛ ولى از شما مىخواهيم كارى هم به لبنان نداشته باشيد. تا كنون هر چه مىخواستيد گفتهايد«. نصر الله تصريح كرد: »اگر دو نظامى اسرائيل را در ژولاى (تير) به اسارت نمىگرفتيم، اسرائيل باز هم وارد جنگ مىشد و براى اين كار بهانه تراشى مىكرد، زيرا مسئله خلع سلاح لبنان و پايان مقاومت هرگز امكان ندارد«.
به رغم مواضع منفى كشورهاى ياد شده، بسيارى كشورهاى عربى و در راس آنها سوريه، عراق، يمن و سودان، از آغاز درگيرى در كنار حزب الله لبنان قرار گرفتند و با محكوميت شديد تهاجم اين رژيم، خواستار پايان تهاجم شدند. وزير خارجه قطر، شيخ حمد بن جاسم بن جبرال ثانى، در مصاحبهاى با شبكه الجزيره، با انتقاد از حمايت برخى كشورهاى عربى از حملات رژيم صهيونيستى عليه لبنان گفت: »من متعجبم كه برخى كشورهاى عربى، از هدف اسرائيل در پايان دادن به حضور حزب الله در منطقه حمايت مىكنند. برخى كشورهاى عربى كم و بيش پذيرفتهاند كه اسرائيل تا پيش از برقرارى آتش بس، به اين هدف خود برسد. من فكر مىكنم آنهامنافع جمعى كشورهاى عربى و ملتهاى عرب را فراموش كردهاند«. شيخ حمد كه كشورش روابط سطح پايينى با رژيم صهيونيستى دارد و از متحدان مهم امريكا در منطقه به شمار مىرود، تأكيد كرد: »اين بدان معنا نيست كه ما با هر آنچه از سوى حزب الله يا حماس يا ديگران رخ مىدهد موافقيم ؛ اما بسيار عجيب است كه اجازه دهيم، اسرائيل اين هدف خود را تكميل كند«.
رئيس مجلس كويت نيز تجاوزهاى رژيم صهيونيستى به لبنان و فلسطين را اقدامى وحشيانه خواند و دخالت جامعه بين المللى را براى توقف فورى حملات خواستار شد. جاسم الخرافى يك روز پس از تهاجم اسرائيل به لبنان، با فراخواندن كشورهاى عربى براى دفاع از ملتهاى لبنان و فلسطين و مقابله با تجاوز رژيم صهيونيستى گفت: »جامعه بين الملل مسئوليت مستقيمى در قبال متوقف كردن تجاوزهاى وحشيانه اسرائيل دارد«. وى اين تجاوزها را مخالف قوانين بين المللى و تهديدى براى صلح و امنيت منطقه خاورميانه دانست و ملت لبنان را به اتحاد و رويارويى با اسرائيل دعوت كرد.
وليد معلم، وزير خارجه سوريه، با محكوم كردن حملات اسرائيل و تجاوز آن به لبنان اعلام كرد: در صورت لزوم، حاضر است به عنوان سرباز سيد حسن نصر الله و تحت فرماندهى او با اسرائيل بجنگد. وى اظهار داشت: »دبير كل حزب الله و مقاومت مردمى لبنان، امروز از شأن جهان عرب دفاع مىكند«.
حمايت از حزب الله، تنها به پشتيبانى كشورهاى فوق محدود نشد و مسلمانان دنيا به خصوص شيعيان، به حمايت از مقاومت اين حزب پرداختند. در عربستان صدها تن از ساكنان مناطق شيعه نشين در شرق اين كشور، از جمله مناطق نفت خير عربستان سعودى، در حمايت از حزب الله و محكوميت جنايات اسرائيل، دست به تظاهرات و راهپيمايى زدند. به گزارش رويترز از رياض و به نقل از ساكنان شهر القطيف و شهرك الصفوه، اين تظاهرات به دستگيرى حداقل هفت نفر منجر گرديد. در عراق و بحرين نيز تظاهرات مشابهى در اعلام حمايت از حزب الله و محكوميت شديد اسرائيل برگزرا گرديد. با وجود فتاواى رهبران وهابى عربستان، بسيارى وهابىهاى ديگر كشورها به خصوص مصر، حمايت از حزب الله را امرى واجب دانسته، آن را مسئله همه مسلمانان معرفى كردند.
رئيس پيشين دانشگاه الازهر و عضور مجلس شوراى مصر، احمد عمر هاشم در جمع دانشجويان مصر، با واجب دانستن حمايت از مقاومت افزود: »هيچ كس نبايد در مورد هر فردى كه عبارت لا اله الا الله محمد رسول الله را به زبان جارى مىكند، ترديدى به خود راه دهد«.وى افزود: »در زمينه حمايت از مقاومت اسلامى در برابر دشمن صهيونيستى، ترديد جايز نيست و شيوههاى مختلف براى تحقق اين امر بايد فراهم شود. احمد عمر هاشم در ادامه تأكيد كرد كه ملتهاى مسلمان بايد براى مقابله با هر خطرى خود را آماده كنند و با تبعيت از سنت نبوى پاسخ كوبندهاى را به هر تجاوزى بدهند.
حمايت از حزب الله به عمر هاشم هم محدود نشد و ابراهيم المصرى، جانشين دبير كل جماعت اسلامى مصر، اعلام كرد كه مجاهدان اهل سنت وابسته به اين جنبش، در كنار رزمندگان مقاومت در جنوب لبنان در حال جنگ هستند.
پايگاه اينترنتى العربيه به نقل از المصرى نوشت: »فعاليت نظامى كنونى مجاهدان ما در جنوب با هماهنگى كامل با حزب الله صورت مىگيرد«.
با گذشت زمان و آشكار شدن هرچه بيشتر ناتوانى حكام عربى (به خصوص عربستان، مصر و اردن) در اتخاذ موضعى مناسب در قبال تجاوزات رژيم صهيونيستى افكار عمومى جهان عرب و مردم اين كشورها عليه همكارى سياسى و نظامى آنها بسيج گرديد و حمايت روزافزونى از سيد حسن نصرالله شكل گرفت. در طول اين مدت، حزب الله و رهبر آن به قهرمان عربها تبديل شدهاند و مردم آنان را آخرين پيكارگران جنبش مقاومت عربى مىنامند. ميزان اين حمايت به قدرى هست كه روزنامه واشنگتن پست در گزارشى از جده، در تاريخ هشتم مرداد ماه نوشت: »بسيارى عربهاى سنى از مقاومت حزب الله در برابر حملات رژيم اسرائيل حمايت كرده و حزب الله را نماينده عربها و اين جنگ را جنگ عربها با اسرائيل مىدانند«. به نوشته اين روزنامه، عربها مبارزه حزب الله عليه اسرائيل را مثل جنگ داوود عليه دشمنان مىدانند و اين مسئله موجب افزايش حمايتها از حزب الله و بى اعتبارى ايالات متحده شده است.
واشنگتن پست در ادامه مىنويسد: »اين درگيرى نشان دهنده ميزان اختلاف موجود ميان امريكا و اكثر كشورهاى عربى در مورد اين بحران است، زيرا مردم عرب خوددارى امريكا از اعمال فشار به اسرائيل، براى ايجاد آتش بس را به عنوان تبعيض صريح امريكا عليه خود مىدانند و معتقدند كه امريكا شريك جرم رژيم صهيونيستى است«. بنابراين گزارش كشورهاى عربستان سعودى، مصر و اردن كه در آغاز حزب الله را مقصر اين درگيرىها قلمداد كرده، به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلى را ماجراجويى محاسبه نشده خوانده بودند، با گسترش روزافزون حمايتها از حزب الله و فشار افكار عمومى جهان عرب از يك سو و كشتارها و تلفات زياد ناشى از حملات اسرائيل از سوى ديگر، مجبور به تعديل و تغيير موضع خود شدهاند. به نوشته اين روزنامه، مصر به عنوان يكى از اندك كشورهاى عربى داراى روابط ديپلماتيك با اسرائيل، تلاش كرده تا از طريق تماسهاى خود با اين رژيم، بحران كنونى را حل كند. عربستان سعودى نيز ديپلمات ارشد خود، سعود الفيصل را به واشنگتن اعزام كرد تا براى ايجاد آتش بس به امريكا فشار آورد. اردن نيز با اعزام بيمارستانهاى صحرايى و داروهاى پزشكى از يك سو و تلاشهاى ديپلماتيك براى ايجاد آتش بس از سوى ديگر، تلاش كرده تا ظاهرى متفاوت از خود نسبت به قبل نشان دهد. اين روزنامه امريكايى در پايان تأكيد دارد كه حزب الله در حال تبديل شدن به قهرمان جديدى براى فلسطينيان است و به خوبى توانسته با از بين بردن اختلافات فرقهاى، حمايت مسلمانان سنى را در بيشتر كشورهاى عربى به دست آورد. به نوشته واشنگتن پست، بسيارى مردم كشورهاى عربى، پس از هر پاسخ موشكى حزب الله، به خيابانها ريخته و به جشن و سرور مىپردازند.
با توجه به اهميت تحولات لبنان براى منطقه مهمترين مواضع و ديدگاههاى كشورها و سازمانهاى عربى و اسلامى، به ترتيب اولويت، بر محورهاى كشور، تاريخ، مقام اظهار كننده و در نهايت مكان اعلام اين مواضع در پى مىآيد:
عربستان سعودى: در حالى كه پيش بينى مىشد، دولت سعودى همانند گذشته، در بيانيهاى خنثى، خواستار آتش بس ميان اسرائيل و لبنان شود، اين كشور با »ماجراجويانه« خواندن اقدام حزب الله، عملا اين حزب را محكوم و از اشغال گرى رژيم اسرائيل به صورت ضمنى حمايت كرد. اما با گذشت زمان، حكومت سعودى تحت تأثير افكار عمومى جامعه عربى و اسلامى، جنايات گسترده اسرائيل و مقاومت حزب الله در برابر ارتش اين كشور، به تدريج تغيير موضع داده و برقرارى آتش بس در لبنان را هدف اصلى خود معرفى كرد. هيأت دولت عربستان سعودى در نشست ٢٦ تير ماه خود در جده، از موضعگيرى و حمايتهاى بى چون و چراى كاخ سفيد از جنايات اسرائيل در لبنان انتقاد كرد و آن را مانع مهمى در راه تصميمگيرى شوراى امنيت دانست. دولت عربستان در پايان اين نشست كه به رياست عبد الله بن عبد العزيز، پادشاه اين كشور برگزارشد، به صدور بيانيهاى، با اشاره به حملات اسرائيل به لبنان از سكوت جامعه بينالمللى در قبال جنايات اين رژيم انتقاد كرد. در اين بيانيه آمده است: »ماهيت واكنشهاى جهانى به جنگ تمام عيار اسرائيل عليه مردم لبنان، نشانگر سهل انگارى سازمانهاى مسئول در قبال جنايات اسرائيل است و حمايتهاى مطلق برخى كشورها از سياستهاى اين رژيم، مانع تصميمگيرى اعضاى شوراى امنيت در مورد بحران لبنان شده است«. در پايان اين بيانيه تأكيد شده است كه سياستهاى برخى كشورهاى بزرگ و در راس آنها امريكا، موجب برهم خوردن توازن منطقه و ترويج روحيه تندروى، يأس و بى ثباتى مىشود.
دولت سعودى در نشست ديگرى نيز در دوم مرداد ١٣٨٥، خواستار افزايش تلاشهاى ديپلماتيك، براى برقرارى آتش بس فورى در لبنان شد. عربستان از كشورهاى بزرگ جهان خواست، به وظايف سياسى و اخلاقى خود براى متوقف ساختن حملات رژيم صهيونيستى به لبنان عمل كنند، كابينه سعودى در پايان اين نشست تأكيد كرد كه به حمايتهاى خود از مردم لبنان ادامه خواهد داد. البته چنان كه مشاهده مىشود، تعديل موضع حكومت عربستان در قبال حزب الله، تنها به عدم سرزنش حزب الله يا بى تفاوتى به سرنوشت آن محدود مىشود و در هيچ يك از مواضع اعلام شده، اين كشور، مطلبى در باب حمايت از مقاومت به چشم نمىخورد.
حكومت سعودى براى اينكه خود را در عرصه بين المللى فعال نشان دهد، ديدارهاى ديپلماتيك متعددى را در برنامه كار خود قرار داد. در اين راستا سعودالفيصل، نخست به امريكا سفر كرد و از رئيس جمهور اين كشور خواست تا به منظور پايان دادن به حملات رژيم صهيونيستى، در منطقه دخالت كند. به گزارش خبرگزارى فرانسه، سعودالفيصل، پس از ديدار با جرج بوش و كاندوليزا رايس، در دوم مرداد ١٣٨٥ از آنها خواست، تا از نفوذ خود براى توقف درگيرى در لبنان استفاده كنند. وى كه از سوى بندر بن سلطان، دبير كل شوراى امنيت ملى عربستان همراهى مىشد، در روز سوم مرداد به انگلستان سفر كرد و با تونى بلر، براى برقرارى آتش بس در لبنان ديدار كرد.
فيصل پس از ديدار با بلر، در پاسخ به سؤالى درباره انتقاد از حرب الله گفت: »اين موضوع مهم نيست. آنها به لبنان تعلق دارند و كارى را خواهند كرد كه لبنان نياز دارد«. وى در پاسخ به سؤال ديگرى درباره پشتيبانى انگليس از موضع امريكا در بحران جارى خاورميانه گفت: »اميدوارم كه اين پشتيبانى از لبنان صورت گيرد، چرا كه اين درگيرى، نه در بريتانيا، امريكا يا اسرائيل، بلكه در لبنان به وقوع پيوسته است«. سعودالفيصل در ادامه سفر خود به روسيه رفت و در ديدار با ولادمير پوتين، با محكوم كردن تهاجم اسرائيل به لبنان، خواستار مداخله فورى جامعه جهانى براى قطع حملات عليه لبنان شد. وى در ادامه در زمينه حل بحران لبنان گفت: »بر اساس طرح پيشنهادى رياض، نخست بايد درگيرىها متوقف شود و مبادله اسرا صورت گيرد و پس از آن ارتش لبنان در مناطق جنوبى اين كشور مستقر گردد«.
به دنبال قتل عام غير نظاميان لبنانى در قانا، پادشاه عربستان سعودى در تماسى تلفنى با سينيوره، نخست وزير لبنان، از موضع دولت وى حمايت كرد. سينيوره پس از قتل عام قانا اعلام كرده بود كه تا پيس از آتش بس غير مشروط و انجام تحقيقات بين المللى درباره جنايات رژيم صهيونيستى، مذاكره نخواهد كرد. برخى خبرگزارىها چون خبرگزارى فرانسه اعلام كردند كه رياض همچنين قتل عام قانا را محكوم كرده و برخى ديگر بى توجهى شاه سعودى به اين موضوع را مخابره كرده بودند.
به جرأت مىتوان گفت كه مهمترين موضع مثبت عربستان در قبال بحران لبنان در كنفرانس خبرى سعودالفيصل در ١٢ مرداد ماه، در جده بيان گرديد. در اين كنفرانس، وزير خارجه عربستان نارضايتى خود را از سياستهاى امريكا در منطقه اعلام كرد و با انتقادشديد و بى سابقه از اين كشور افزود: »ما ترجيح مىدهيم، به جاى خاور ميانه جديد امريكا، به خاورميانه قديمى باز گرديم، چرا كه هيچ چيزى در اين خاورميانه جديد، جز مشكلات نديديم.خاور ميانه منطقهاى غير مسكونى نيست، اينجا مردمى دارد و دولت هايى كه سرنوشت آنها پس از خدا توسط مردم تعيين مىگردد«. وى درباره عدم تحرك امريكا گفت: »عدم تحرك امريكا و عدم فشار اين كشور براى برقرارى آتش بس در لبنان، گيج كننده و مغاير با اصول اوليه امريكاست«. سعودالفصيل در ادامه با ابراز اميدوارى از تلاشهاى امريكا براى عدم گسترش ابعاد درگيرى، تمام معضلات منطقه را ناشى از يك مشكل اساسى و آن هم درگيرى عربها با اسرائيل دانست.
اردن: موضع اردن در قبال بحران لبنان، از آغاز تا به امروز پيچيده و بسيار متغير بوده است. حكومت اردن در آغاز حملات اسرائيل عليه لبنان، با حمايت از مواضع اعلام شده توسط عربستان و مصر، عملا به محكوم كردن اقدام حزب الله پرداخت ؛ اما محبوبيت روز افزون مقاومت نزد عربها و مسلمانان جهان براى حكومت پادشاهى اردن و در رأس آن ملك عبد الله دوم با پادشاه اين كشور، راه ديگرى جز حمايت از حزب الله و محكوميت تجاوزات رژيم صهيونيستى باقى نگذاشت. ملك عبد الله دوم در نخستين اظهار نظر رسمى خود در ديدار با سعد الدين الحريرى، نماينده مجلس لبنان و پسر رفيق الحريرى در بندر عقبه، از رهبران جهان خواست تا مانع حملات اسرائيل به لبنان گردند. شاه اردن با تأكيد بر اهميت اتخاذ موضعى واحد براى كمك به دولت و مردم لبنان، محاصره اسرائيل را غير قانونى دانست و خواستار كمك به مردم لبنان شد.
بيست و سوم تير ماه دربار پادشاهى اردن در بيانيهاى اعلام كرد كه ملك عبد الله در گفت و گويى تلفنى با جرج بوش، از وى خواسته است تا از عمليات نظامى اسرائيل در لبنان جلوگيرى كند. طى همان روز، پادشاه اردن با سفر به قاهره، با حسنى مبارك رئيس جمهور مصر، درباره مسائل منطقه و حملات رژيم صهيونيستى به بحث و گفت وگو نشست. طبق گزارش دربار پادشاهى اردن، هر دو طرف در اين ديدار، حملات گسترده رژيم صهيونيستى را محكوم كرده، خواستار توقف فورى آن شدند. عبد الله دوم در ديدارى ديگر در ٢٤ تيرماه با شيخ حمد بن عيسى آل خليفه، همتاى بحرينى خود در منامه، تحولات لبنان را بررسى كرد. به گزارش خبرگزارى اردن، هر دو طرف در اين ديدار، ضمن تأكيد بر اهميت صلح عادلانه در منطقه، خواستار توقف فورى حملات نظامى ارتش اسرائيل و حل اختلافات از راه ديپلماسى شدند.
اردن نيز همانند عربستان سعودى، براى پر رنگ كردن فعاليت ديپلماتيك خود، براى حل بحران لبنان به مذاكره و گفت گو با مقامات غربى پرداخت. عبد الله دوم ٢٧ تير ماه در گفت وگويى تلفنى با ژاك شيراك، با اعلام ضرورت پايان يافتن حملات اسرائيل به لبنان كه زير بناها و مردم اين كشور را هدف قرار داده، خواستار ايفاى نقش فعالتر فرانسه در گفت و گو با همه طرفهاى درگير براى توقف جنگ در لبنان و خروج از بحران شد. وى فرداى همان روز، در گفت و گوى تلفنى ديگرى با كاندوليزا رايس، بار ديگر بر ضرورت تلاش جامعه جهانى براى آتش بس فورى در لبنان و پايان حملات نظامى اسرائيل تأكيد كرد و با مهم دانستن نقش امريكا خواستار استفاده از نفوذ اين كشور براى ايجاد آتش بس گرديد.
از ديگر اقدامات اردن در زمينه بحران لبنان، مىتوان به طرح مشترك اين كشور با مصر و عربستان، براى كنفرانس رم كه چهارم مرداد ماه برگزار گرديد اشاره كرد. عبد الخطيب، وزير خارجه اردن، اولويت اول اين طرح مشترك را آتش بس و كمك به دولت لبنان براى گسترش نفوذش در همه سرزمين لبنان و كمك به مردم لبنان عنوان كرد. وى در پاسخ به سؤالى درباره نقش امريكا در ايجاد آتش بس و عدم تمايل اين كشور براى اين كار اظهار داشت: »موضع عربى درباره لبنان مشخص است كه همان محكوم كردن حمله اسرائيل و هماهنگى و مشاوره عربى براى آتش بس فورى است«.
چنان كه از مجموع اظهار نظرهاى مقامات اردنى استنباط مىشود، حمايت از حزب الله و ارج نهادن به مقاومت اين حزب در برابر حملات رژيم صهيونيستى در اين اظهارات، از جايگاهى برخوردار نبوده و عامدانه به آن اشارهاى نشده است ؛ اما به دنبال شكست كنفرانس رم، عدم تلاش ايالات متحده براى متوقف ساختن جنگ، مقاومت دليرانه حزب الله پس از گذشت بيست روز از تهاجم رژيم صهيونيستى و محبوبيت فزاينده اين حزب، ملك عبد الله چارهاى نيافت تا در سخنانى در ١٢ مرداد ماه، به انتقاد شديد از ايالات متحده و تحسين نقش حزب الله بپردازد. وى با اعلام اينكه درگيرى لبنان راه حل نظامى ندارد تأكيد كرد: »اين حقيقت بايد توسط امريكا و جهانيان كاملا درك شود كه تا زمانى كه اشغال گرى وجود دارد، مقاومت با حمايت گسترده مردمى وجود خواهد داشت«. عبد الله افزود: »اگر حزب الله را نابود كنيد، تنها يك يا دو سال توانستهايد، براى مسئله فلسطين، لبنان يا سوريه راه حلى پيدا كنيد ؛ اما حزب الله ديگرى در كشور ديگرى شايد اردن ،مصر، سوريه يا حتى عراق ظهور كند«.پادشاه اردن تأكيد كرد: »حزب الله براى اعراب يك قهرمان است، چرا كه در مقابل تجاوزات ايستاده و از سرزميناش دفاع مىكند«. وى با اظهار اينكه بدون توافق دولت لبنان هيچ راه حلى براى جنوب اين كشور نمىتواند وجود داشته باشد، در سخنان پايانى خود، طرح خاورميانه جديد امريكا را طرحى شكست خورده معرفى كرد.
مصر: موضعگيرى مصر در قبال مقاومت حزب الله در برابر رژيم صهيونيستى، در راستاى منافع اين رژيم قرار داشت كه تشكر اولمرت نخست وزيراسرائيل از حسنى مبارك را به همراه آورد. مبارك كه از همان روزهاى آغازين جنگ، با تفكيك حمله اسرائيل به حزب الله با حمله اسرائيل به لبنان، عملا به سرزنش اقدام حزب الله و تهييج هر چه بيشتر رژيم صهيونيستى براى نابودى اين گروه پرداخته بود. وى اگر چه در ظاهر با مردم لبنان همدردى كرد و خواستار آتش بس فورى شد، اما در باطن هدفى جز نابودى حزب الله، به عنوان نيروى شيعى و محبوب در منطقه در سر نمىپروراند. بيانيهها و مواضع حكومت مبارك، بى هيچ ترديدى در تطابق كامل با مواضع عربستان و اردن قرار داشت. با اين تفاوت كه حكومت مصر با صراحت بيشترى مواردى چون خلع سلاح حزب الله يا عدم حمايت از نهضت مقاومت را مطرح مىكردو بيشتر تلاش مىكرد تا با استفاده از اتحاديه عرب، اتفاق نظرى را در اين باره در ميان عربها به وجود آورد.
وزير خارجه اين كشور، احمد الغيط، ٢٤ تيرماه با انتشار بيانيهاى از شوراى امنيت و اتحاديه عرب خواست تا براى پايان دادن به حملات اسرائيل تدابير سريعى بينديشند. وى با دعوت از طرفين به خويشتندارى هشدار داد كه درگيرىها مىتواند، به مناطق ديگر گسترش يابد و كل منطقه را با تهديد مواجه سازد. يك روز بعد حسنى مبارك در كنفرانسى مطبوعاتى، توقف فورى و بى قدى و شرط حمله اسرائيل به لبنان را خواستار شد و اظهار داشت كه ادامه جنگ براى هيچ يك از طرفين نتيجهاى در بر نخواهد داشت. مبارك همچنين تأكيد كرد كه حملات اسرائيل به لبنان، موجب تقويت مواضع ضد اسرائيلى و گسترش و افزايش عمليات نظامى بر ضد آن مىشود. رئيس جمهور مصر در سخنان روزهاى آتى خود، اگر چه تحت فشار افكار عمومى، اشارهاى نيز به مقاومت در برابر تجاوزات رژيم اسرائيل كرد، اماآن را مشروط به محاسبه سود و زيان و نيز عاقبت كار كرد. مبارك ٢٦ تير در اين باره گفت: »شكى نيست كه مردم در برابر نيروهاى اشغالگر حق مقاومت دارند، اما اين مقاومت بايد حساب شده و با در نظر گفتن سود و زيان و نيز عاقبت كار باشد«. مبارك با تأكيد بر اين كه مقاومت مردم فلسطين با مقاومت مردم لبنان گره خورده است، اظهار داشت: »پيچيده كردن شرايط، تنها با اين هدف كه به دستاوردهاى محدودى نايل شويم، در حقيقت غافل ماندن از آرمان اصلى ملت فلسطين، يعنى داشتن يك دولت مستقل است«.
مبارك با انتقاد از مقاومت اسلامى مردم فلسطين اظهار داشت كه اين مقاومت دستاوردهاى محدودى داشته است. رئيس جمهور مصر د رانتقادات خود از مقاومت مردم لبنان و فلسطين، تنها به موارد ذكر شده بسندهنكرد و در بازگشت از عربستان سعودى در چهارم مرداد ٨٥، به خبرنگاران همراهش اعلام كرد كه مصر هرگز وارد جنگ با رژيم اسرائيل براى دفاع از لبنان يا حزب الله نخواهد شد.
به گزارش خبرگزارى مهر و به نقل از خبرگزارى فرانسه، روزنامه الجمهوريه مصر به نقل از مبارك نوشت: »كسانى كه خواهان ورود مصر به جنگ براى دفاع از لبنان يا حزب الله هستند، درك نمىكنند كه زمان ماجراجويىهاى خارجى به سر آمده است«. وى ادامه داد: »در زمانى كه ٧٢ ميليون مصرى، نيازمند توسعه و خدمات و فرصتهاى شغلى هستند، چنين سناريويى غير ممكن است«.مبارك افزود: »حاضر نيست بودجه مصر را براى جنگى كه جنگ اين ملت نيست، هزينه كند و اسرائيل هرگز تحت هر شرايطى به مصر حمله نخواهد كرد.«
دولت مبارك چنان كه واضح است در مواضع خود، نه تنها هيچ گاه به محكوميت تجاوز رژيم صهيونيستى نپرداخت، بلكه با انتقادات غير مستقيم از حزب الله، اقدام اين حزب را به طور پيوسته سرزنش كرد. انتقادات دولت مبارك از حزب الله، تنها به حوزه حرف محدود نماند، بلكه اين كشور با اصرار بر اجراى قطعنامه ١٥٥٩ سازمان ملل، خواستار اجراى بندهاى مربوط به خلع سلاح لبنان گرديد. وزير امور خارجه مصر در ديدار روز يازدهم مرداد خود از لبنان، خواستار اجراى توافقنامه طائف و قطعنامه ١٥٥٩ شد و عنوان كرد: »راه برون رفت از بحران كنونى، توافق در مورد آتش بس فورى و جدا كردن طرفهاى لبنانى و اسرائيلى است و اين اقدام مىتواند با نيروهاى واكنش سريع سازمان ملل صورت گيرد«. ابوالغيط از دولت لبنان خواست، كنترل سرتاسر خاكش را به دست گيرد و نيروهاى خود را در امتداد مرزهاى اين كشور مستقر كند.سخنان ابوالغيط به خوبى
مبين اهداف و ديدگاههاى مصر درباره حزب الله و مقاومت لبنان است.
اتحاديه عرب: اتحاديه عرب تحت تأثير مصر، عربستان سعودى و اردن، از آغاز نسبت به بحران لبنان موضعى منفعلانه اتخاذ كرد و فعاليتهاى آن به محكوميتهاى صورى و صدور بيانيههايى در زمينه ضرورت ايجاد آتش بس فورى در لبنان محدود گرديد. اين اتحاديه از همان روز نخستين حمله اسرائيل به لبنان و تخريب گسترده زير ساختهاى لبنان، دچار تشتت و دو دستگى بود. از يك سو كشورهايى چون سوريه، سودان، عراق و يمن خواستار محكوميت تجاوز رژيم صهيونيستى و حمايت از مقاومت حزب الله بودند و از سوى ديگر عربستان، مصر، اردن و برخى كشورهاى حوزه خليج فارس، بر عردم حمايت از حزب الله و انتقاد از اقدام آن در به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلى متفق القول بودند.
به همين دليل نخستين نشست اين اتحاديه پس از سه روز آغاز درگيرى، در قاهره برگزار گرديد و تنها با ذكر اينكه كشورهاى عربى با اقدامات سياسى و ديپلماتيك، به حملات نظامى اسرائيل پايان دهند، خاتمه يافت. اتحاديه عرب در اين نشست فوق العاده خود در ٢٤ تير ماه ٨٥، نه تنها قطعنامه شديد اللحنى را عليه اسرائيل صادر نكرد، بلكه با صدور بيانيهاى اقدام حزب الله را اقدامى غير مسئولانه و بدون هماهنگى با كشورهاى عربى مطرح كرد. عمرو موسى با دبير كل اين اتحاديه در واكنش به حملات رژيم صهيونيستى عليه شهروندان لبنانى و فلسطينى اعلام كرد كه روند صلح خاورميانه مرده است. وى در پايان اين نشست فوق العاده، در جمع خبرنگاران اظهار داشت: »تمامى مكانيسمها از جمله گروه چهار جانبه، به شكست انجاميده و اين مسئله موجب دفن روند صلح شده است. تنها راه باقيمانده براى زنده كردن اين روند، بازگرداندن آن به شوراى امنيت سازمان ملل متحد است«.
دبير كل اتحاديه عرب تأكيد كرد: »همه بر اين اتفاق نظر دارند كه روند صلح شكست خورده و تمامى راهكارها، پيشنهادات و كميته هايى كه در اين زمينه ارائه و تشكيل شد، با نوعى فريب بود يا بك آرام بخش مقطعى كه روند صلح را به صورت یک ابزار ديپلماسى به اسرائيل داد. همين مسئله موجب فروپاشى امنيت در خاورميانه شد و اوضاع جارى لبنان نشان همين مسئله است. عمرو موسى در پاسخ به سؤالى درباره موضعگيرى اتحاديه عرب در برابر حزب الله گفت: »اين موضع كاملاً روشن و متعلق به گروه خاصى نيست. لبنان در مجموع به عنواين يك كشور، با خطر جدى روبرو است«.
اتحاديه عرب در ديگر نشست فوق العاده خود در بيروت، به تاريخ ١٧مرداد ماه ٨٥ با حمايت كامل از دولت لبنان، نسبت به تبديل شدن اين كشور به صحنهاى براى اهداف و درگيريهاى منطقهاى هشدار داد. به گزارش ايرنا، در مقدمه بيانيه پايانى اين نشست آمده است: »سياست متكى به زور اسرائيل در منطقه، سياستهاى جهانى مبتنى بر معيارهاى دوگانه، حمايت كوركورانه از اسرائيل كه خاك فلسطين و كشتارهاى جبوب لبنان را در اشغال دارد، ريشه بحران كنونى اين كشور است«. دبيرخانه اتحاديه عرب بندهاى زير را در بيانيه پايانى نشست وزيران خارجه اين اتحاديه گنجانده است:
١. تأكيد محكوميت قاطع ادامه تجاوز اسرائيل، نارضايتى از تأخير شوراى امنيت در احساس مسئوليت نسبت به حفظ صلح و امنيت جهانى و دعوت از اين شورا براى اقدام فورى، به منظور برقرارى آتش بس غير مشروطه و پايان دادن به محاصره لبنان و عقب نشينى اسرائيل.
٢. جانبدارى قاطع از لبنان و مقاومت مردم اين كشور در برابر تجاوزهاى اسرائيل... و حمايت كامل از دولت لبنان براى گسترش حاكميت خود، بر تمام خاك اين كشور، براساس پيام طائف.
٣. حمايت از طرح هفت مادهاى »فواد سينيوره« براى پايان جنگ.
٤. حمايت از درخواست دولت لبنان براى تعديل پيش نويس قطعنامه مشترك فرانسه - امريكا.
٥. هشدار به شوراى امنيت در زمينه تصويب هر نوع قطعنامه غير قابل اجرا.
٦. هشدار درباه پيامدهاى خطرناك داخلى و منطقهاى ادامه تجاوزهاى اسرائيل.
تجليل از پايدارى لبنان و مقاومت آن در برابر تجاوز، به ويژه تجليل از شهداى قانا.
٨. مسئول اعلام كردن اسرائيل در زمينه تجاوز به لبنان و نتايج حاصل از آن.
تشكر از كمك سازمانها و كشورهاى عربى.
١٠. لزوم برگزارى نشست سازمانها و كشورهاى امدادرسان به لبنان... .
و... .
مواضع و ديدگاههاى آتى اتحاديه عرب بيشتر در تبيين بندهاى مزبور صادر شده است و اصولا به برقرارى آتش بس در لبنان و حمايت از دولت لبنان محدود گرديده است.
شوراى همكارى خليج فارس: مواضع و اقدامات شوراى همكارى خليج فارس در زمينه تجاوز رژيم صهيونيستى به لبنان چيزى فراتر از مواضع اعضاى مؤسس آن، يعنى عربستان، امارات، كويت، عمان، قط و بحرين نبود. اين شورا دو روز پس از حمله ر
يم صهيونيستى با صدور بيانيهاى تجاوز اين رژيم را محكوم كرد. عبد الرحمن بن حمد العطيه دبير كل اين شورا، در بيانيهاى كه روز جمعه ٢٣ تيرماه منتشر شد، جنايات اسرائيل عليه مردم لبنان را مخالف ميثاق سازمان ملل متحد و قوانين بين الملى برشمرد و تل آويو را مسئول بحرانى شدن منطقه دانست. دبير كل شورا خواستار توقف عمليات نظامى و حملات وحشيانه اسرائيل به لبنان شد و از جامع جهانى، به ويژه شوراى امنيت خواست رژيم صهيونيستى را براى تن دادن به قوانين بين المللى تحت فشار گذارد. العطيه با اعلام حمايت كامل كشورهاى عضور شورا از دولت و ملت لبنان، آمادگى اين شورا را براى اعزام كمكهاى لازم به مردم لبنان اعلام داشت. كشورهاى عضور شورا نيز هر يك در بيانيه هايى جداگانه، به تكرار مواضع مشابهى با شورا پرداختند. حمد بن عيسى آل خليفه، پادشاه بحرين، در ٢٣ تيرماه، خواستار توقف بى درنگ عمليات رژيم اسرائيل عليه لبنان شد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، وى تأكيد كرد: »بحرين با هر اقدامى كه لبنان و حاكميتش را به خطر اندازد، مخالف است و اقدامات اسرائيل را محكوم مىكند«. وزير خارجه اين كشور نيز در گفت و گويى با خبرنگاران در ٢٧ تير ماه با ذكر حمايت كامل بحرين از دولت لبنان، اظهار داشت: »موضع ما با موضع دولت لبنان كه بر اعمال حاكميت لبنان بر سراسر خاك اين كشور تأكيد دارد، هماهنگ است«. حزب الله همانند هر حزب ديگرى، خواستار آزادى اين سرزمين عربى است«. البته به نظر مىرسد كه اظهارات وزير خارجه بحرين، با محافظه كارى خاصى و با هدف راضى نگاه داشتن شيعيان اين كشور، درباره حزب الله گفته شده است.
امارات متحده عربى نيز در اظهاراتى مشابه، خواستار پايان فورى جنگ در لبنان شد. به گزارش خبرگزراى فرانسه، شيخ زايد بن خليفه آل نهيان، رئيس امارات متحده عربى، در ديدار با ژاك شيراك در كاخ اليزه، بر پايان جنگ در لبنان تأكيد كرد. ديدگاه و مواضع رئيس امارات متحده عربى چيزى فراتر از محكوميت اقدامات اسرائيل و ابراز نگرانى از تهديد شدن امنيت منطقه ندارد. به طور كلى مىتوان مواضع شوراى همكارى خليخ فارس را درباره بحران لبنان در قالب بى توجهى به حزب الله و مقاومت شيعيان و حمايت از دولت لبنان براى گسترش كامل حاكميت خود، به همراه محكوميت صورى اقدامات رژيم صهيونيستى ارزيابى كرد. اظهارات بعدى اين سازمان، بيشتر درباره قطعنامه سازمان ملل درباره لبنان صورت گرفته است.
سوريه: كشور سوريه از معدود كشورهاى عربى بود كه از همان لحظات نخست درگيرى، به حمايت از حزب الله و محكوميت تجاوزات رژيم صهيونيستى پرداخت. ماروق الشرع، معاون رئيس جمهور سوريه، در همان روز اول درگيرى، مسئوليت وخامت اوضاع امنيتى جنوب لبنان را متوجه اسرائيل كرد. الشرع كه پس از ملاقات با على لاريجانى، دبير شوراى امنيت ملى ايران، در دمشق با خبرنگاران گفت و گو مىكرد، در پاسخ به سؤالى درباره نظر سوريه در مورد عمليات مقاومت لبنان عليه مواضع صهيونيستى گفت: »مقاومت مختار است هر آنچه تشخيص مىدهد، انجام دهد«. در ادامه تحريكات ديپلماتيك در منطقه، سوريه تلاش كرد تا موجب اجماع در بين عربها عليه اسرائيل و محكوميت شديد تجاوزات آن گردد.
بشار اسد، رئيس جمهور سوريه نيز در گفت و گوى تلفنى با اميل لحود، همتاى لبنانى خود، در ٢٤ تيرماه، با علام همبستگى با دولت و ملت لبنان، آمادگى خود را براى تأمين خدمات لازم و كمكهاى پزشكى اعلام كرد. در همين روز، وليد المعلم وزير خارجه سوريه، از نشست فوق العاده وزيران امور خارجه اتحاديه عرب در قاهره، خواستار ارسال هشدارهاى قاطع به اسرائيل شد و گفت: اسرائيل نبايد بهانهاى براى توجيه تجاوزاتش داشته باشد. وى تصريح كرد: »دمشق هرگز اجازه نخواهد داد، رژيم صهيونيستى به زيادهطلبىهاى خود در منطقه ادامه دهد. المعلم همچنين بر حمايت دمشق از مقاومت در برابر رژيم اشغالگير قدس تأكيد كرد و گفت: »همانند ديگر كشورهاى جهان، سوريه نيز حملات شرورانه اسرائيل را به شدت محكوم مىكند«. المعلم همچنين نسبت به استفاده امريكا از حق وتو براى رد پيش نويس قطعنامهاى كه تجاوزات اسرائيل را محكوم مىكند، هشدار داد.
با بالا گرفتن بحث حمله اسرائيل به سوريه، وزير اطلاع رسانى اين كشور درباره هر گونه تجاوز احتمالى رژيم صهيونيستى هشدار داد: »اگر اسرائيل قصد حمله به ما را داشته باشد، براى و اكنش آمادهايم«. محسن بلال با تكذيب اين مطلب كه سفير سوريه در لندن خواهان خلع سلاح مقاومت شده گفت: از سخنان سفير، تفسير نادرستى صورت گرفته است. سلاح مقاومت تا زمانى كه عليه دشمن متجاوز به كار برده شود، كاملا قانونى است. اين مقام سورى با بيان اينكه افكار عمومى رژيم صهيونيستى به سخنان رهبران خود اعتماد ندارد افزود: »مقاومت و رهبران آن به وعدههاى خود عمل كردند، به همين دليل افكار عمومى اسرائيل بيشتر از دولت و رهبران خود به گفتههاى مقاومت اعتماد دارند. وى با بيان اينكه رژيم صهيونيستى ضربات مقاومت را سانسور مىكند، ادامه داد: »نوعى سردرگمى در جامعه اسرائيل به وجود آمده و بيش از يك ميليون شهرك نشين، از آغاز مقاومت در برابر تهاجمات اسرائيل در پناهگاههاى زير زمينى به سر مىبرند و از چنين وضعيتى خسته شدهاند؛ از اينجا ارزش مقاومت مشخص مىشود. محسن بلال در گفت و گويى با روز نامه »ال موندو« كشتار ملتهاى فلسطين و لبنان به دست رژيم اسرائيل را مظهر تروريسم سازمان يافته دولتى خواند و گفت: »تهاجم ددمنشانه اسرائيل عليه لبنان با هدف نابود سازى مقاومت لبنان و تفرقه افكنى ميان مقاومت و ملت صورت مىگيرد؛ اما دشمن بداند كه در اين راه ناكام خواهد ماند«.
دولت سوريه با محكوم كردن ادامه تجاوزات رژيم اسرائيل به لبنان و مردم اين كشور در جلسات مختلف هيئت وزيران از بى تفاوتى جامعه عرب و جهانى براى جلوگيرى و متوقف ساختن اين تجاوزات، انتقاد كرد. دولت سوريه با ذكر آمادگى خود براى ايفاى نقش در حل بحران لبنان، تقريباً از جمله كشورهاى فعال در عرصه ديپلماتيك بوده كه در برابر جبهه اردن، مصر و عربستان قرار داشته است. اين كشور از معدود كشورهاى عربى بوده كه در مواضع آن مىتوان به شكل مستمر، به مطالبى در زمينه حمايت از حزب الله برخورد كرد.
عراق: نخست وزير عراق در مجلس نمايندگان اين كشور، با صدور بيانيه هايى، از همان روزهاى آغازين جنگ، خواستار محكوميت اقدام رژيم صهيونيستى و توقف حملات رژيم در لبنان شدند. نورى المالكى ٢٤ تير ماه، با صدور بيانيهاى از وزراى خارجه كشورهاى عرب خواست، به طور صريح و آشكار تجاوز نظامى اسرائيل را محكوم كنند. نورى المالكى در ادامه بيانيه خود نسبت به پيامدهاى خطرناك افزايش ناآرامىها توسط رژيم صهيونيستى در منطقه خاورميانه هشدار داده و خواستار حل مشكلات از طريق مذاكرده و گفت و گو شد.
مجلس نمايندگان عراق نيز با صدور بيانيه هايى، با ابراز نگرانى از وضعيت لبنان خواستار توقف تجاوزات رژيم صهيونيستى شدند. به گزارش رويترز از بغداد در يكى از مهمترين يان بيانيهها در ٢٥ تير ماه، مجلس نمايندگان عراق با محكوميت شديد تجاوزات رژيم اسرائيل از كليه سازمانها و نهادهاى بين المللى از جمله شوراى امنيت، اتحاديه اروپا و گروه ٨ خواست تا براى توقف حملات ددمنشانه اين رژيم و ارد عمل شوند.
ارزيابى
علكس العمل كشورهاى عربى به تجاوزات اسرائيل به لبنان را مىتوان، از نظر زمانى به دو دوره تقسيم كرد. در روزهاى آغازين اين تجاوزات، بيشتر دولتهاى عربى و در رأس آنها عربستان سعودى و مصر، در مقابل حزب الله قرار گرفتند و با انتقاد از اقدام آن، به طور ضمنى از ادامه جنگ اسرائيل عليه لبنان حمايت كردند. در همين روزها، بودند كشورهايى كه به حمايت از مقاومت اسلامى پرداختند و تجاوزات اسرائيل را به شدت محكوم كردند؛ اما پايدارى مقاومت در برابر تهاجمات رژيم اسرائيل پس از چند روز جنگ شديد، حزب الله را به قهرمان ملى عربها و پرچمدار مبارزه با اسرائيل تبديل كرد و به محبوبيت بيش از پيش دبير كل حزب الله منجر گرديد. ادامه اين روند موجب شد تا كشورهاى عربى منتقد حزب الله، از مواضع خود عقب نشينى كنند و حتى حزب الله را قهرمان عربها بنامند. مواضع منفى آغازين كشورهاى ياد شده از دلايل متعددى بهره مىگيرد:
١. كشورهاى عربى و به خصوص مصر و عربستان، از تقويت گروههاى مسلح اسلام گرا عليه رژيم اسرائيل نگران بوده، اين مسئله را موجب افراطى شدن تودههاى كشورهاى عربى و در نتيجه بى ثباتى خود ارزيابى مىكنند. بررسى مواضع كشورهاى ذكر شده در قبال حماس سنى و حزب الله شيعه مؤيد اين امر است.
٢. شيعى بودن حزب الله از جمله دلايل مهم انتقاد عربها از اين حزب به شمار مىآيد. روحانيون وهابى عربستان بسيار كوشيدند تا مردم را از حمايت و حتى دعا براى حزب الله باز دارند. به اعتقاد اعراب تقويت حزب الله شيعه نتيجهاى جز تضعيف جايگاه مسلمانان سنى ندارد. در اين ميان عربستان كه در عراق به نتايج دلخواه خود دست نيافته و عرصه را به شيعيان سپرده است، دوست ندارد كه لبنان را نيز به شيعيان واگذارد.
٣. بسيارى عربها بر اين باورند كه جنگ حزب الله با اسرائيل را بايد جنگ ايران با اسرائيل يا در چارچوبى فراتر، جنگ ايران با ايالات متحده به حساب آورد. آنها بى توجه به هويت و جايگاه مستقل حزب الله، تقويت اين حزب را افزايش اعتبار و حوزه نفوذ ايران تلقى مىكنند و از به وجود آمدن آنچه كه خود هلال شيعى ناميده بودند، وحشت دارند.
عكس العمل كشورهاى عربى به تجاوزات رژيم اسرائيل به لبنان و مردم اين كشور را مىتوان نوع ديگرى نيز ارزيابى و تحليل كرد؛ تمايز بين افكار عمومى عرب و موانع حكومتهاى آنان، بى شك برخلاف تصور حكام عرب، افكار عمومى جهان عرب از همان روز اول، حزب الله را نه حزبى شيعى، بلكه حزبى عربى و مسلمان كه تنها نيروى باقيمانده جنگ عليه اسرائيل است پذيرفت و با اين ديد به تجاوزات رژيم صهيونيستى واكنش نشان داد. حمايت عمومى از حزب الله از همان روز اول فراتر از جامعه شيعيان بود و هزاران نفر از اعراب سنى كشورهاى مختلف را عليه اسرائيل بسيج كرد. اين حمايت عمومى از حزب الله كاملا متفاوت از رويكرد و مواضع حكام عربى بود.